
بگذار حفره گوشهایم، چاه صبور درد دلهای تو باشد، می شنوم اما سکوت می کنم تا خلوت پرهیزکارانه ات را به هم نریزم... خودت نمیدانی سکوتت چقدرغم انگیز است! بخوانید...
ادامه مطلب
محرمانه!از: من که دل تنگ توامبه: تو که در فرنطینه ایحالا که دیدار با تو ممنوع استبگذاردور از چشم دیگراناز کوچه ای که سالهاست قلبم را به تو وصل می کندبه دیدارت بیایمو ویروسهایت را قرض بگیرم."مجموعه دار پنهان دردهای تو" بخوانید...
ادامه مطلب
دنیا آخرین نفس هایش را می کشد قیمت اکسیژن بالاست وxa0ریه های من انباشته از تراکم خفگی ست جغرافیا دیگر کش نمی آید و تاریخ در قبض و بسط مردد است حس چشایی ندارم طعم گس «قهوه» را نم...
ادامه مطلب
واژه های بارانیواژه های بارانیدگردیسیایستگاه آخر!حفره!داستان کوتاه: فروشنده (salesman)روح الله...شاه رفت... http://vajegan.blog.ir/ زیر باران باید رفت... fa http://blog.ir/ //bayanbox.ir/view/5228881045442474203/15-1-1.jpg http://vajegan.blog.ir/ Thu, 06 Jul 2017 08:16:44 +0430 http://vajegan.blog.i...
ادامه مطلب
جنگ سختی درست اینجا بود توی تاریکی مداوم شب بین خمیازه ها و خورخورها بین غلطیدنم به راست، به چپ xa0 از درختی بزرگ در یک باغ داشتم سیب کال می چیدم جنگ در پشت باغ جاری بود جنگ را توی خواب می دیدم xa0 باغ از تشنگی نفس می زد آسمان گفت منتظر باشید خون رزمنده ای کهxa0 بی سر بود ناگهان روی دیوار باغ چکید xa0 باغ،xa0ریز ریز xa0می گریید آسمان ابری و زمین تر شد من شبیه مترسکی بی جان شانه هایم پر از کبوتر شد xa0 رود خون توی باغ جاری شد سیب در رودخانه می غلطید کف...
ادامه مطلب
روزگار غریبی ست؛ غمهایمان چند برابر شده اند و روحمان شکننده تر، و این، توجیهی عقلانی و اعتقادی دارد؛ xa0قلب هایمان با دلهای شکسته و روح های زجر کشیده xa0مرتبطند، دردها در این کانالهای عاطفه تردد می کنند و ناخوشی ها منتقل می شوند. جغرافیای xa0اعتقاد و احساس مرز ندارد. روزگار غریبی ست؛ خون بی گناهان خورشید را پوشانده و دنیا در ظلمت ویرانگری فرو رفته است. آیاxa0سالxa0های انتظار برای امتلاء زمین از عدل، بهxa0ماهxa0ها، بهxa0روزها، و یا حتی بهxa0ساعتxa0ها تبدیل نشده اند؟ آیا زمانه باریدن قسط و عدل...
ادامه مطلب
بلوغ مهرگیاه نارسی ست در اینجا -که سیاست روی دور تند می چرخد و سالهاست مَحمل آدمکهایی ست که به یمن چرخیدن در فضا هنوز کودک مانده اند - ؛ من می دانستم "نسبیت انشتین" فرضیه ی درستی ست، اما نمی دانستم برای اثباتش نباید زیاد تقلا کنم کافی ست یک روز چشمهایم را ببندم و بی آنکه از گشتن حول یک محور گیجxa0واهمه ای داشته باشم سوار چرخ فلک بزرگ شهر شوم و هر بار که اوج می گیرم روی آدمهای کوچک آن پایین آب دهان بیندازم! ...
ادامه مطلب