برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
از کوچه باغ های قمصر کاشان
که آن روز از ترس "او" می دویدمش
تا بن بست خلوت "تو"
که موضع قرارم با تو بود
یک بزرگراه طویل فاصله است
و من
همه راه را دویده ام
ببین نفس زدنم را...
حالا که اینجا هستم
نیمی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
در قرنطینه بودیم
که چهار فصل داستان "خواب های نا تمام" ات را
آرام آرام، مرور می کردم
و تو
قهرمان همه فصل ها بودی:
...
فصل اول؛ باران
شهر شلوغ بود
مادرها در هیاهوی غبارها گم شده بودند
هوای گرفته ا
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
محرمانه!
از: من که دل تنگ توام
به: تو که در قرنطینه ای
حالا که دیدار با تو ممنوع است
بگذار
دور از چشم دیگران
از کانالی که سالهاست قلبم را به تو وصل می کند
به دیدارت بیایم
و ویروس هایت را قرض بگیرم.
"مجموعه دار پنهان دردهای تو"
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
برچسب:
نویسنده: رها زمانی
آه...
باز هم
قطار، رفته است
و من؛
- مسافری که از نرفتن مدام خسته است -
باز، بازمانده ام در ایستگاه سوت و کور
و حسرتی همیشه با من است؛
اینکه لنگ می زند همیشه پای کوچ کردن ام
آه...
سالهاست
مانده ام
مث
برچسب:
نویسنده: رها زمانی