ابوبکر و عمر و زبیر وعبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) برآنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپایی اش گسیخته شد و آن را ( براى ترمیم ) بهعلى بن ابى طالب داد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل یا از سمتراست عرش، قومی از ما برخاستند که بر منابری از نورند، صورت هایشان نورانی است ولباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده می اندازد. ابوبکرگفت: ای پیامبر خدا آنها کیستند؟ پیامبر سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا،آنها کیستند؟ ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنهاکیستند؟ ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی (ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چهکسانی هستند؟ پیامبر فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطه ی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند (دلهایشان به همنزدیک می شود)، در حالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعه ی توهستند و تو امامشان هستی ای علی»
بحارالأنوار، ج65، ص139
ما را در سایت اشک فرات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 119