من هم شبیه تو اهل شکفتنم...

خرید بک لینک

برف سنگینی نشسته بود

روی شاخه ی افسرده ی فصل ها

که رویش را

از یاد برده بودند

روی دست خالی مترسک ها

که سرد و سترون بود

روی بال بی جان گنجشک ها

که پرواز

از قاموس خاطرشان پریده بود

اما...

آن شب

آن شب که ماه

از قلب زخمی پنجره عبور کرد

و در نهر جاری چشمها افتاد

ژن های خفته انقلاب کردند؛

پدرم، از ریشه، گیاه شد

و رویید

و رسم فصل ها را دگرگون کرد

و زمستان،

بهار غیر منتظره ای شد

که تاریخ را دگرگون کرد؛

بهارِ/ بهمنِ/57


30 سال بعد

من وارث بی بدیل ژن ها بودم

و در خیابان بود که جوانه زدم؛

و زمستان

بهار غیر منتظره ای شد

که تاریخ را دگرگون کرد؛

بهارِ/دی ماهِ/ 88


ما نسل های معجزه گریم

که شاهکارمان تغییر فصل هاست

حالا

ژن هایم را

زیر پای خورشید انداخته ام؛

باید

زمستان های پیش رو را

بهار کنند!

اشک فرات...

ما را در سایت اشک فرات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 17:23

صفحه بندی